بخند دلآرا، دختر خورشید، بخند. از زمین به زمین. از خاک به خاک. از استخوان به استخوان. بخند خواهرک معصوم من! بخند.
حالا آرام شدهیی دلآرا. آرام بخواب عزیز من. آرام بخواب. نمیبینی گونههایم سرخ است؟ شرم جهان بر من، بر ما. ما هرزهگان تماشا. صادرکنندهگان بیانیههای طویل. بخواب دلآرا.
خوابت آشفته مباد نازنین! شب مانده است. شعلهی ما دخل این شب را نیاورد. من دروغ گفته بودم. تو نیستی. زمین چیزی کم دارد دلآرا. زمین آبرویی ندارد تو آبروی زمین بودی. ما اما فراموش میکنیم. همین چند ساعت بعد هم فراموش شدهیی. پس بخواب دخترک! آسوده بخواب. ما با چشمهای باز نیز خفتهایم.
این نوشته خارج از دستور ندارد، تریبون آزاد ندارد، تابلوی اعلانات ندارد. این نوشته بیهمهچیز است مثل ما!