تبليغاتX
حواری خورشید
دل‏آرا دارابی اعدام شد

بخند دل‏آرا، دختر خورشید، بخند. از زمین به زمین. از خاک به خاک. از استخوان به استخوان. بخند خواهرک معصوم من! بخند.

حالا آرام شده‎یی دل‎آرا. آرام بخواب عزیز من. آرام بخواب. نمی‎بینی گونه‎‏هایم سرخ است؟ شرم جهان بر من، بر ما. ما هرزه‏گان تماشا. صادرکننده‎گان بیانیه‎های طویل. بخواب دل‎آرا.

خوابت آشفته مباد نازنین! شب مانده است. شعله‎ی ما دخل این شب را نیاورد. من دروغ گفته بودم. تو نیستی. زمین چیزی کم دارد دل‎آرا. زمین آبرویی ندارد تو آبروی زمین بودی. ما اما فراموش می‎کنیم. همین چند ساعت بعد هم فراموش شده‎یی. پس بخواب دخترک! آسوده بخواب. ما با چشم‎های باز نیز خفته‎ایم.

این نوشته خارج از دستور ندارد، تریبون آزاد ندارد، تابلوی اعلانات ندارد. این نوشته بی‎همه‎چیز است مثل ما!

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:31 توسط هژیر پلاسچی |